تولد مامانی جون مهربونم
نازگل زندگیم: یسنا جونی نوزدهم خرداد تولد مامانی جون مهربون شما بود و ما هم بعد افطار براش یه تولد کوچولو ولی پر از عشق گرفتیم به شما حسابی خوش گذشته بود و با دیدن بادکنکا دیگه سر از پا نمی شناختی. راستی کلی به دایی جون تو باد کردن بادکنکا کمک کردی، دایی جونم واسه این که دلت درد نگیره به سرعت باد ،بادکنکا رو برام ون باد کرد، دستش درد نکنه یسنایی من فکر کنم ببشتر از ده باری شمعا رو فوت کردی قربونت برم عکسای تولد مامانی جونی رو در ادامه مطلب برات میزارم گلکم بزارید شمعا رو بزارم بعد عکس بندازین مامانی جون بدو شمعا رو فوت کنیم ...



